ویژه

عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراء

تاریخ ارسال : ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ | بازدید : | طبقه بندی : مشاهیر ادبی

عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراء

زادگاه و زندگی‌:

عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراءعبدالرحمن در خرجرد جام به سال ۸۱۷ هـ ق متولد شد تخلص جامی هم به مناسبت ولایت جام است و هم به حکم ارادتی است که نسبت به شیخ الاسلام احمد جام داشت.
عبدالرحمن بعدها ملقب به نورالدین و ابو البرکات‌ و متخلص‌ به‌ جامی گردید. جامی به همراه پدر به هرات رفت و چندی در مدرسه نظامیه آنجا اقامت گزید هرات در آن سالها پایتخت هنر و ذوق و ادب ایران و یکی از شهرهای فرهنگی آباد و پر رفت و آمد آن سامان بود. جامی‌ علاوه‌ بر شعر و شاعری‌ در منطق‌، فلسفه‌، حکمت‌ اشراق‌، ریاضی‌، طبیعیات‌ و صرف‌ و نحو نیز آگاهی‌ داشت‌ و چندی‌ در طریق‌ تصوف‌ به‌ سیر و سلوک‌ پرداخت‌. سلطان حسین بایقرا و وزیرش امیر علیشیرنوایی در آن شهر به تشویق و حمایت هنرمندان و صاحبان ذوق سرگرم بودند. جامی فنون ادب و دانشهای شرعی و دینی را در آن شهر فرا گرفت و پس از آن به حکمت روی آورد، چندی بعد به سمرقند رفت و در آنجا مدتی به کسب دانش پرداخت در همین دوره تحصیل علم به قوت حافظه و توانایی در بحث و استدلال میان همگان مشهور بود. در بازگشت به هرات به تصوف روی آورد و در خدمت سعدالدین کاشغری به طریقت نقشبندی درآمد. پسر سعدالدین موسوم به خواجه کلان دختر خود را به ازدواج وی در آورد این پیوند بر حرمت و منزلت او در نزد اهالی هرات افزود.
جامی در ۶۰ سالگی به زیارت خانه خدا رفت مدتی در بغداد ماند و از آنجا به کربلا و نجف رفت. در راه بازگشت از حج چندی در حلب و دمشق ماند. در حلب و تبریز، پادشاهان از او برای اقامت و ملازمت درگاه خود دعوت نمودند اما وی نپذیرفت و به حلب بازگشت. جامی این عارف بزرگ روز به روز به شهرتش افزوده می شد و آنچنان به شکوه و مرتبه معنوی دست یافته بود که سلطان حسین امیر علیشیر به دوستی با او افتخار می کرد و از دیدن وی خرسند می شد. جامی چنان تاثیری بر شاهان و امرای روزگار خود داشت که اگر وزیری به غضب سلطان گرفتار می شد با شفاعت و وساطت وی شاه او را مورد عفو قرار می داد. با این بزرگی او هیچگاه در مدح و ستایش شاهان و قدرتمندان قلم فرسایی نکرد و همین بلند طبعی و بی نیازی او را بزرگتر می نمود.
عبدالرحمن‌ جامی‌ (۸۱۷ – ۸۹۸ ق) شاعر مشهور و دانشمند بزرگ‌ از پیروان‌ ابن‌عربی‌ بود. کتاب‌ وی‌ لوایح‌ بیانی‌ از مذهب‌ وحدت‌ وجود است‌. وی‌ در مقدمه‌ بیان‌ می‌کند که‌ این‌ مذهب‌ نتیجه‌ی‌ مواجید صوفیانه‌ی‌ چندین‌ عارف‌ بزرگ‌ است‌، ولی‌ نقش‌ او صرفاً نقش‌ یک‌ شارح‌ و مفسر است‌، زیرا هیچ‌گونه‌ مواجید صوفیانه‌ نیافته‌ و تجربه‌ نکرده‌ است‌. وی‌ تنها آنچه‌ را که‌ دیگران‌ تجربه‌ کرده‌اند مستقیماً به‌ عبارت‌ درآورده‌ است‌.
 

طبع شعر جامی:

به تحقیق در فن شعر و شاعری شهره روزگار و استاد مسلم به زبان پارسی بوده و به حق به خاتم الشعرا لقب یافته است، زیرا دستگاه شعر و شاعری به اسلوب اساتید قدیم خراسان و فارس و عراق با مرگ وی برچیده شد و تا قرن سیزدهم ستاره درخشانی که از قدر اول شمرده شود در افق ادب پارسی طلوع نکرد.
وی در آداب عربی و صنعت ترجمه و احاطه در فنون ادب عربی کمال تبحر داشته و این معنی هم از اشعار وی نمایان است.
 

تاثیر اساتید سخن در جامی:

جامی بدون شک تحت تاثیر اساتید ماقبل خود بوده و از مطالعه سخنان وی به خوبی معلوم می شود که تا چه پایه قوت طبع و کمال شاعری او مرهون مطالعه دواوین و آثار شاعران بزرگ می باشد. خود وی نام بعضی از اساتید شعر را با ادب و حرمت نام برده است.چنانکه غزلسرائی خویش را به اسلوب کمال خجندی منسوب داشته و در پایان یکی از غزلهای خود به آن اشاره کرده:
یافت کمالی سخنش تا گرفت
چاشنئی از سخنان کمال
و از خاقانی نیز در قصیده ای چنین یاد می کند.
سخن آن بود کز اول نهاد استاد خاقانی
به مهمانخانه گیتی پی دانشوران خوانش
و همچنین از نظامی و امیر خسرو دهلوی در مثنویات با حرمت نام برده و در قطعه ای که تحول دوران شاعری خود را شرح داده روش مثنوی سرایی خویش را به این دو استاد منسوب داشته و گوید:
نظامی که استاد این فن است
در این بزمگه شمع روشن وی است
زویرانه گنجه شد گنج سخن
رسانید گنج سخن را به پنج
چو خسرو به آن پنج هم پنجه شد
وز آن باز وی فکرتش رنجه شد
و همچنین از مولانا جلال الدین رومی نیز به احترام یاد کرده و به طور کلی در مثنویات از اساتیدی نظیر: فردوسی، خاقانی، انوری، عنصری، ظهیر فاریابی، کمال اصفهانی، سعدی، حافظ، کمال خجندی و بعضی دیگر از شعرا به احترام نام برده است.

 

همسر و فرزندان :

جامی پس از باز گشت از سمرقند به هرات در خدمت سعدالدین کاشغری به تلمذ پرداخت : که این آشنایی سبب شد تا خواجهکلان : پسر سعدالدین کاشغری : دختر خود را ازدواج وی در آورد . جامی در میانسالی – شاید در پنجاه سالگی – ازدواج کرده و با یک زن زیسته است. نتیجه این ازدواج چهار فرزند بودکه فرزندهای اول: دوم و چهارم او در خردسالی در گذشتند. فرزند دوم وی صفی الدین محمد نام داشت و یکسال بیشتر نزیست و پدر در مرگ او مرثیه ای سرود.(مایل هروی : همان : ص۵۵ ) پس از مرگ صفی الدین محمد : در سال ۸۸۲ ه.ق : سومین فرزند جامی به دنیا آمد و پدر او را ضیاء الدین یوسف نامید : که برای پدر ماند و پدر برای تربیت او آثاری چون بهارستان و الفوائدالضیائیه را نوشت .(همان : صص۸-۵۷) در سال ۸۹۱ ه.ق چهارمین فرزند جامی به دنیا آمد که او را ظهیرالدین عیسی نامید : اما این فرزند نیز همانند فرزندان اول و دوم وی پس از چند هفته درگذشته است. دوره نبوغ فکری جامی از چهل سالگی به بعد بود . زیرا عمده تالیفات و آثار منظوم و منثورش در زمان سلطان حسین بایقرا و بر حسب تشویق شاگرد عالی مقامش : امیر نظام الدین علیشیرنوائی در بین سالهای ۸۷۴ تا ۸۸۹ ه.ق صورت گرفته است.
 

زمان و علت فوت :

جامی پس از هشتاد سال زندگی در روز پنجشنبه ۱۸ محرم سال ۸۹۸ ه.ق در وقت اذان صبح در هرات چشم جهان بینش را بست . و جنازه او را در مقبره استادش: سعدالدین کاشغری: که در شمال غربی هرات واقع و معروف به ؛ تخت مزار ؛ است به خاک سپردند.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : توجه به امور لنگر خانه نورا – که مبتنی بر رسیدگی به امور خانقاه و خانقاهیان بود – : تدریس در مدرسه گوهرشادبیگم : و نیز رسیدگی به شکایات و مشکلات مردم از جمله اموری بود که در دهه ۸۸۸-۸۹۸ ه.ق به آن می پرداخت. (مایل هروی : همان: ص۵۹ )
 

شاگردان :

دولتشاه سمرقندی ، خواندمیر ، سلطان حسین بایقرا ، سام میرزای صفوی ، علی بن حسین کاشف سبزواری ، رضی الدین عبدالغفور لاری ،(نورائی : محمد شهید . ؛ نورالدین عبدالرحمن جامی . ؛ پیام نو .دوره ششم : شماره ۲ : دی ماه ۱۳۳۱ : ص ۲۵) امیر نظام الدین علیشر نوائی (همان : ص۳۴) نظام الدین باخرزی  متخلص به نظامی (مایل هروی : همان: ص ۳۱۱ ) در دوره های مختلف زندگانی جامی از شاگردان وی به شمار می روند .
آرا و گرایشهای خاص : جامی متکی بر اصول عقاید متکلمین اشاعره و فقهای شافعیه بوده و از طریق تصوف و عرفان منتسب به متصوفه نقشبندیه ماوراء النهر و خراسان است. (نورائی : همان : ص۳۳ ) جامی نصیحت گری بردل دوستان را چون دم صبح برای بوستان می داند . پند های او به سه گروه تقسیم می شود : ۱- اندرز به پادشاهان ۲- اندرز به پسرش : ضیاء الدین یوسف ۳- پندهای عالی او . جامی قدر و قیمت انسان را به هنر و برتری سیرت می داند. (افصح زاده : همان: ص۹) وی در بسیاری از نوشته هایش اهمیت بزرگ علم و دانش راچون کلید معرفت عرفانی قید نموده و علم را تاج سر هنرها ، قفل گشای همه در ها ، نظام دهنده عالم و شرف آدمی می داند و مردم را به پرداختن علم و دانش هدایت می کند. به نظر جامی : ادب و دانش و هنر برتای انسان از ضروری ترین صفتها است و آموزش آنها به فرزندان درجوانی لازم است. جامی کتاب را چون یار غمگسار و استاد بی منت ستایش نموده و آنرا انیس کنج تنهایی و فروغ صبح دانایی دانسته است. او حکم قضا وقدر را تغییر نا پذیر می داند . جهان بینی و نظریه دانش او : ایده آلیستی بوده و محدودیتهای صنفی : طبقاتی و عصر میانگی نیز به تنگ نظری او سبب شده اند. جامی اهالی عصرش را از یک نظر به دو گروه خاص و عام قسمت می کرد . خواص مردم تحصیل کرده در روزگار او از سیرتی سار گار برخوردار نبوده و بلکه پر از اندیشه های متناقض و متضاد بوده اند . (مایل هروی : همان: ص۹۱) جامی که در مثنوی ، قصیده ، غزل ، ترکیب، ترجیع ، قطعه ، رباعی، مدیحه، مرثیه ، منقبت ، نعت سر آمد بوده است (همان : ص۱۹۲ ) : از سنت فلسفه ستیزی و عقل گریزی دفاع نموده است . (همان: ص ۱۰۲)
 

چگونگی عرضه آثار :

امیر علیشیر نوائی کتاب خمسه المتحیرین را بزبان ترکی جغتایی بعد از مرگ جامی نگاشت و در آ ن ایتاد خود را در مقام شامخی تمجید نموده است. { نورائی : همان: ص۲۵ } فخرالدین علی کاشفی چهل سال پس از وفات جامی در کتابی که بنام لطائف الطوائف تالیف نمود  از استاد جام حکایاتی نوشته است . ( همان: ص ۲۸ ) رضی الدین عبدالغور لاری شاگردجامی توضیحاتی بر اشارات مشکل نفحات الا نس نوشت که به نام حاشیه نفحات الانس شهرت یافت . سپس لاری چون نفحات را فاقد شرح حال استادش می دید  رساله ای در پی حاشیه نفحات پرداخت به نام تکمله نفحات که متضمن احوال، اقوال و آثار جامی از کودکی تا ۸۹۸ ه.ق است. ( مایل هروی : همان: ص۳۱۰ ) مقامات جامی توسط نظام الدین عبدالواسع با خرزی متخلص به نظامی تالیف گشت که شاگرد جامی بوده و این اثر را درباره وی نوشته است. فخرالدین علی بن حسین واعظ کاشفی دراثر دیگر خود بنام رشحات عین الحیات : از جامی به حیث عارف نقشبندی سخن رانده است. { همان} در مجالس العشاق تالیف امیر کمال الدین حسین گازرگاهی نیز به احوال و سخنان عاشقانه جامی اشاره شده است . منبع دیگر بدایع الوقایع اثر زین الدین محمود واصفی است که درباره جامی و همچنین استقبال ازبکان و اهالی ماوراءالنهر از آثار جامی گزارش دقیقی ارائه نموده است .( همان: صص ۱۳-۳۱۲ ) . در تحفه سامی تالیف سام میرزای صفوی نیز ترجمه حالی دقیق و مستند به تکمله لاری از جامی عرضه شده و گزیده ای از اشعار او آمده است. ( همان: ص۳۱۳)

منابع :
کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
دائره المعارف اعجاز
فرهنگ معین / جلد پنجم/ ص ۴۲۳
لغت نامه دهخدا/ صص۱۰۸ –۱۰۹
زندگینامه شاعران ایران/ تالیف لیلاصوفی/ صص ۱۸۹ -۱۹۱
کتابخانه آموزشگاهی رشد

نویسنده: حسن نجفی
تهیه و تلخیص و تنظیم برای تبیان : مهسا رضایی – ادبیات



عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراء

مطالب مرتبط با عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراء


    یه جک بخون



           جک بعدی 

    برترین ها



    ویژه